نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
اهوراي ديگر

     

گفت و گو

...........

 

يكي از برنامه هايي كه در سفرهايي كه طي اين سال ها به خارج از ايران داشته ام پي گيري كانون هاي فرهنگي و هنري ايرانيان مهاجر است. ا ز جمله در سفر اخير به كانادا و در تورنتو با ايرانيان زيادي ديدار داشتم كه ضمن وفق دادن خود با شرايط موجود مهاجرت، تلاش براي ادامه فعاليت هاي هنري و فرهنگي و اتصال به جريان فرهنگي و هنري ايران داشتند.

از جمله دوستاني كه با آن ها ديدار و گفت و گويي داشتم " عارف محمدي " است. عارف در سال هاي دور در ايران فعاليت هايي در زمينه كارگرداني و بازي در تئاتر داشته و در انجمن سينماي جوان فعاليت كرده است و چند فيلم او در جشنواره هاي داخلي شركت كرده اند. تجربه ي دستياري كارگردان و تدوين دارد و بعدها در آلمان برنامه هاي تلويزيوني با عنوان فيلم و سينما اجرا كرد  كه به معرفي و نقد فيلم هاي ايراني پرداخت و اين مجموعه با استقبال خوب ايراني هاي مقيم آلمان روبرو شد.

اما آن چه موجب شد با عارف در ايران و در دفتر كار " اهورا " اين گفت و گو را انجام دهم اول پرداختن او به سينماي جدي بعد از انقلاب در برنامه هاي تلويزيوني ايرانيان كانادا  و دوم مصاحبه هاي مطبوعاتي او با اهالي سينما و هنر ايران است. اميدوارم فرصت هاي مناسب ديگري پيدا شود و اين گفت و گو ها را با دوستان ديگري كه اتفاقا از دنياي مجازي و ماجراهاي آن به دورند ادامه دهم.

اين گفت و گوي خودماني را در اين جا بخوانيد.

 

·       چيزي كه براي من و شايد براي مخاطب هاي برنامه هاي تو جالب باشد، معرفي و نقد فيلم هاي ايراني بعد از انقلاب و فاصله گرفتن از جريان مرسومي است كه در كانون هاي تلويزيوني خارج از ايران شاهديم و آن تكرار هزار باره ي فيلمفارسي هاي ايراني است كه مخاطب اين برنامه ها را دل زده كرده است. از چگونگي اجراي اين برنامه بگو.

 

-        سال 1999 كه از آلمان به كانادا مهاجرت كردم در فكر تدارك برنامه اي براي معرفي فيلم هاي متفاوت سينماي ايران ِ بعد از انقلاب بودم. برنامه اي كه طي بررسي و نقد اين سينما معرفي مجددي باشد براي ايراني هاي مهاجر كه اكثر مخاطب ِ نا آشناي سينماي حرفه اي بعد از انقلاب است. كارهايي كه در آلمان و در همين زمينه انجام داده بودم را به تلويزيوني تازه تاسيس به نام " شهرما " بردم و آن ها را مجاب كردم كه جاي اين برنامه در شبكه هاي تلويزيوني كانادا با آن همه مخاطب ايراني خالي است، برنامه ريزي اوليه انجام شد و آن ها پسنديدند و كار كليد خورد. اين برنامه با عنوان " فيلم و سينما " هر يكشنبه از شبكه ي City TVپخش مي شود. در اين برنامه به معرفي و نقد سينماي روز ايران پردازم و مصاحبه هايي نيز انجام داده ام كه با استقبال خوبي از طرف ايراني ها روبرو شد.

 

 ·       چطور شد سينماي بعد از انقلاب را انتخاب كردي؟ فکر نکردی شايد عبور از سينماي قبل از انقلاب و دوري ازفضای آشنای فيلمفارسي در جامعه ايرانی های مهاجرآن هم براي برنامه ي هفتگی تلويزوني- خطر عدم استقبال به همراه داشته باشد؟

 

-        راستش طي اين سال هايي كه خارج از كشور زندگي كردم و با برخورد هايي كه با ايراني هاي خارج از كشور داشتم متوجه شدم خيلي از آن ها ديدگاهي كه نسبت به سينماي بعد از انقلاب دارند محدود مي شود به سال هاي اول انقلاب، يعني هر چه در سال هاي 58 و59 ديده بودند برايشان ملاك بود و نسبت به همان فيلم ها راجع به سينماي امروز ايران قضاوت مي كردند و كلا با سينماي نوين ايران آشنا نبودند. مثلا در مورد محسن مخملباف يا به كل با سينماي او بيگانه بودند و يا او را از روي فيلم هاي توبه نصوح و دو چشم بي سوقضاوت مي كردند و از حركت رو به جلوي مخملباف وديگر فيلم سازان ايراني آگاهي نداشتند. بعد كه به آن ها فيلم هاي عروسي خوبان يا ناصرالدين شاه آكتور سينما را معرفي مي كردم و مي ديدند - متعجب مي شدند و نظرشان به كل تغيير مي كرد. ديدم اين ها نوع نگاه و تفكرشان درمورد سينماي فهيم بعد از انقلاب اشتباه است و كسي هم نداشته اند تا فيلم هاي خوب و مطرح اين دوره را به آن ها معرفي كند و شبكه هاي تلويزيوني هم دائم به معرفي هزار باره ي سينماي قبل از انقلاب مشغول بودند. فكر كردم كه  جا دارد تا ايرانی های مقيم خارج از کشور را با سینمای مطرح امروز ايران آشنا کنم .

 

·       شايد تفاوت كار زماني آشكار مي شودكه حفره عظيمي به نام سينماي بعد از انقلاب براي ايراني هاي خارج از كشور به وجود مي آيد. آن ها اين حفره ي عظيم را نتوانستند به خوبي پر كنند و هنوز شبكه هاي ماهواره اي براي هزارمين بار فيلمفارسي هاي گذشته را به نمايش مي گذارند. آن ها باور نمي كنند كه امروز سينماي ايران بر خلاف خيلي چيزهاي ديگر – جهاني شده است و اين جهاني شدن به پشتوانه ي فرهنگ بزرگي است كه پشت اين جريان قرار دارد و مهم تراين كه از زماني كه آن هجوياتي كه گاهي در فيلم هاي فارسي مي ديديم از سينماي اين دوره گرفته شده است اين امكان بوجود آمده است كه سينماي فهيم ايران خودش را به جهان نشان بدهد. منظورم آن سينماي جهاني و تعريف شده اي است كه فرهنگ، ادبيات و شعر ايراني و آن طور ديگر ديدن را به همراه دارد و اگر نه - كه فيلمفارسي هاي مدرن و امروزي هم در سينماي داخلي كم نيستند.

 

-        به نظر من نكته ي مهم اين است كه در سينماي قبل از انقلاب بيشتر هنر پيشه هاي محبوب مطرح بودند. مثلا استفاده از هنرپيشه هاي مطرحي مثل بهروز وثوقي يا فردين به قهرمان پروري و اسطوره سازي در سينماي ايران مثل سينماي هند و آمريكا كمك مي كرد. مردم به طور غريزي در همه جاي دنيا قهرمان ها رادوست دارند. رويا پردازي در خيلي از كشورها مثل هند بخشي از زندگي مردم است. بدون رويا زندگي برايشان دشوار است. وجه ديگر آن فضاي نوستالژيكي است كه در سينماي قبل از انقلاب با تماشاي فيلمي قديمي  برای نسل قبل از انقلاب به وجود مي آيد و اين ها تفاوت هايي است كه در سينماي بعد از انقلاب كمتر ديده شده است.  همان طوري كه خودت اشاره كردي آن حفره بين سينماي بعد و قبل از انقلاب بايد برداشه شود و به عبارتي اين مرز گذاري بايد از بين برود. به عقيده ي من سينماي بعد از انقلاب ادامه ي همان سينماي قبل است كه به دست آوردهاي جديدي رسيده است.

 

·       بيشتر كارگردانان مطرح امروز همان نام هاي آشناي گذشته اند. يادم مي آيد مرحوم فردين مي گفت اگر من هم در سينماي امروز فيلمي مي ساختم با شاخصه هاي امروز ساخته مي شد و اگر آقاي فلاني در آن سال هاي دور فيلمي دست مي گرفت چيزي مثل گنج قارون مي شد. در حقيقت فردين با اين جمله اشاره به باورهاي فرهنگي آن موقع داشت. اما مگر نه اين كه آن جريان نو سينماي همان سال ها قيصر و گاو و غيره را رقم زد؟

 

-        درست است. شما نگاه كنيد فيلم سازان مطرح امروز ما چه كساني هستند؟ مسعود كيميايي- داريوش مهرجويي- بهرام بيضايي – عباس كيا رستمي – ناصر تقوايي – اين ها همان كساني هستند كه در آن زمان هم كار مي كردند. امروز خيلي ها وقتي از سينماي قبل از انقلاب صحبت مي شود فورا مي گويند فيلمفارسي و به طور كلي سينماي آن دوره را رد مي كنند در حالي كه شما اگر به سينماي دو سه سال اخير نگاه كنيد عمده ي فيلم هاي توليد شده به مراتب سطح پائين تر از فيلم فارسي هاي آن دوره است و به اصطلاح فيلم فارسي مدرن تر است. من در يكي از برنامه هاي تلويزيوني فيلم " سام و نرگس" كار ايرج قادري را مقايسه كردم با فيلم " كوچه مرد ها " دهه ي 40 كه خود ايرج قادري با فردين هم بازي بود و گفتم كه كوچه مردها حد اقل از نظر قصه و ساختار به مراتب زيبا تر از فيلم سام و نرگس است آن هم بعد از 35 تا 40 سال فاصله و اين جاي تاسف است.

 

*از سام و نرگس فاصله بگيريم، برخورد ايراني هايي كه در كانادا هستند با سينماي فهيم بعد از انقلاب چطوراست ؟ از انعكاس برنامه هايي كه در آن جا داشتي بگو و كلا برنامه چند بار در هفته پخش مي شود و به چه مدت ؟

 

- اين برنامه در شهر تورنتو و هر يكشنبه به مدت1ساعت پخش مي شود. علاوه بر معرفي سينماي ايران، نگاهي به سينماي جهان و مصاحبه با هنرمندان و فرهيختگان مطرح ايراني داريم. اين برنامه ها با استقبال خوب مردم روبرو بوده است و جالب اين جا است كه خيلي از خانواده هاي ايراني به من مي گويند كه ( به شوخي ) "آقا شما با اين برنامه ما را ور شكست كرده ايد !" مي گويم چرا ؟ ميگويند" آخر خانم و بچه ها از بيينده هاي برنامه هاي شما هستند و با هر معرفي  سفارش خريد فيلم هايي كه شما در موردش حرف مي زنيد را مي دهند و خلاصه با اين كار ما مجبور به خريد هفته اي 4 فيلم ايراني شده ايم !"

من سعي كرده ام حتي فيلم هايي كه خوب نيستند را به صورت آكادميك نقد و بررسي كنم تا مخاطب متوجه شود چه نوع فيلمي را ببيند. و فيلم هاي خوب و مطرح ايراني  را از  فيلم هاي  ديگر تشخيص ( جداي از بحث هاي مطرح حاشيه ايي ) در حال حاضردر فستيوال هاي خارجي هر ساله حد اقل 4 تا 5 فيلم ايراني وجود دارد و خارج از بحث هاي پيرامون آن ، اين نوع سينما ، سينمايي انساني است كه توجه تماشاگران حرفه اي را در جهان به خود جلب كرده است.

 

* فكر مي كني بيشتر مسايل فرهنگي و نگرش خاص ايراني ما است كه در اين فيلم ها نظر مخاطب خارجي را جلب مي كند يا ساخت و ساز و مسايل تكنيكي ؟

 

- براي غربي ها جلوه هاي ظاهري ما اهميت زيادي ندارد، ما اگر بخواهيم  فضای اجتماعی مدرن به آن ها نشان بدهيم براي آن ها تازگي ندارد آن ها دنبال حرف هاي تازه و كارهاي عجيب تري هستند كه خودشان ندارند.

 

·       شما فكر مي كنيد اين اعتراض هايي كه عده اي به فيلم هاي جشنواره ساخت مي كنند تا چه اندازه درست است و اين كه مي گويند اكثر اين فيلم ها غم و غصه و نا بساماني هاي ايران را نشان مي دهند تا چه حد صحيح است ؟

 

-        البته اين بحث خيلي مفصل است. اين سئوال هميشه مطرح است كه آيا واقعا اين توطئه ودسيسه اي است كه مي خواهند چهره ي سياهي از ايران به نمايش عموم در بيايد يا چيز ديگري است؟ اين بحث سال ها است مطرح است و من هم چنيدن مقاله در اين مورد جمع آوري كرده ام و چاپ كرده ايم و نظر منتقدين خارجي را در مجلات ايراني آن جا چاپ كرده ايم. واقعا اون طوري كه منتقدين خارجي نگاه مي كنند 180 درجه با تفكري كه ما از حضور فيلم ها در جشنواره ها داريم فرق دارد.آن ها از ديد هنري و انساني به اين مسئله نگاه مي كنند. يكي از منتقدين شيكاگو تريبون حرف زيبايي گفت، او گفت: مگر در سينمای نئورئاليسم ايتاليا دزد دوچرخه مطرح نمي شود؟ مگر دزد دوچرخه در مورد فقر نيست؟ حالا ما بگوييم آن ها مي خواهند چهره ي منفي از ايتاليا نشان بدهند؟ آن ها به نوع كار و فضاي كاري متفاوت اثر نمره مي دهند.

 

·       به عنوان كسي كه به هر حال منتقد سينما است، سينماي امروز ايران را چطور ارزيابي مي كنيد؟

 

-        به نظرم سينماي 2،3 سال اخير اصلا وضع خوبي ندارد.واقعا مي گويم بايد با فانوس دنبال يك فيلم خوب گشت. البته امكان آن كه در تورنتو تمام فيلم هاي توليد ي  را ببينم وجود ندارد اما به طور نسبي از فيلم هايي كه ديده ام چند فيلم خوب بود كه در موردشان مطالبي هم نوشته ام مانند: مهماني مامان، شهر زيبا، بوتيك، نفس عميق و من ترانه... به نظر من دوران طلايي سينماي ايران اوايل دهه 60 و  اوايل دهه70 بود بعد از آن  ما در ورطه فيلمكاري افتاديم نه فيلمسازی! وقتي با اين هنرمندان حرف مي زنيم و انتقادي مي كنيم عموما دست روي مشكلات اقتصادي مي گذارند و از عدم امكانات گله مي كنند ولي من فكر مي كنم اين ها بهانه است يك عواملي در سينما به خلاقيت هاي فردي بر مي گرددو ربطي به امكانات ندارد. يعني داشتن سواد و شعور هنري مهم است. براي مثال يك فيلمنامه نويس هنگام نوشتن بايد يك سري عوامل فني و حرفه اي را رعايت كند. عناصري هست كه در هر فيلمنامه اي در دنيا به طور محسوس رعايت مي شود و وقتي عدم رعايت اين نكات را در فيلم هاي امروزه مي بيني ديگر جايي براي بهانه گيري هاي ديگر نيست و معلوم مي شود اين خرابي از كجا آب مي خورد. من در اكثر نقد فيلم هايم يكي از ضعف هاي عمده را عدم منطق روايي در فيلم مي دانم بعضي ها اشتباهاتي دارند كه باور كنيد فيلم ساز هاي آماتور در هيچ جاي دنيا دچار آن نمي شوند.

 

·       راستي به نظر تو چرا با اين كه سينماي ايران تا حدي هم جهاني شده است اما بازيگر ايراني نتوانسته در عرصه هاي جهاني جايي براي خود باز كند ؟

 

- اتفاقا اين سئوالي است كه من هميشه از بازيگران مي كنم، شايد ما فيلم سازاني داشته باشيم كه در سطح جهاني مطرح شده باشند حتي در هاليوود داريم كساني را كه تك و توك فيلم ساخته اند و يا در زمينه هاي تكنيكي مطرح هستند اما بازيگر جهاني سينما نداريم. من فكر مي كنم بخش عمده اي از اين مسئله به مسايل فرهنگي بر مي گردد. شما نگاه كنيد در سنيماي هاليوود كساني از كشورهاي اسپانيولي زبان هستند مثل آنتونيو باندراس و سلما هايك و يا حتي از سينماي هند و هنگ كنك، اما از ايران چنين بازيگراني ديده نمي شوند. به تعبيري آن ها جنس بازيگري ما را نمي پسندند و ما را به بازي نمي گيرند من حتي اين سئوال را از بهروز وثوقي پرسيده ام او گفت:" دوره اي كه ما وارد آمريكا شديم به ما انگ تروريست زدند ُبعد ِ فرهنگي و هويتي ما را زير سئوال بردند حتي با اسم ايراني نمي توانستيم در فيلم هايشان ظاهر شويم" وقتي بهروز وثوقي با آن خلاقيت و سابقه ي بازيگري كه زبان زد خاص و عام است نمي تواند در سينماي جهان مطرح شود تكليف بقيه ي بازيگران ايراني روشن است. به هر حال من فكر مي كنم نسل بعدي ايراني هاي مهاجر كه در كشورهاي غربي متولد و بزرگ مي شود به تر مي توانند در عرصه ي بازيگري در ديگر كشورها پيشرفت كنند و نبايد خيال كنيم كه آن ها نسل ديگري هستند به هر حال آن ها ايرانی هايی هستند با هويت و فرهنگ ايراني كه بهتر از ديگران با جنس و نوع فرهنگ غرب آشناهستند و اين در پذيرش آن ها  براي بازيگري از سوي فيلم سازان مطرح مهم است. آدم هايي مثل دايوش خُنجی ( فيلم بردار هفت ) و يا داريوش شكوفتده ( کارگردان هفت مستخدم با بازی آنتونی کوئين ) و تعداد ديگري كه در آينده در مورد آنها بيشتر خواهيد شنيد

.

 عکس: عارف محمدی و بهروز وثوقی- تورنتو

 

·       فيلم هاي مطرح امروز سينماي ايران در آن طرف به چه صورتي پخش مي شود و چند درصد با استقبال روبرو مي شوند؟ كلا ايراني هاي مهاجر چقدر دوست دارند با اين بخش جدا شده در ايران ارتباط بر قرار كنند ؟

 

-        خودت بهتر از من مي دوني كه مردم اصولا از كارهاي فرهنگي صرف استقبال قابل توجهي نمي كنند و آن قدر كه به گذران روزمره زندگي اهميت مي دهند جايي براي فيلم ديدن حرفه اي و مقاله و نقد خواندن باز نمي گذارند.بعضي از دوستان من با تلاش هاي فراوان فيلم هاي ايراني را در سالن هاي تورنتو به نمايش گذاشتند و ما هم كلي تشويق كرديم كه ايراني ها  بروند و آن ها را ببينند اما به جز فيلم مارمولك كه يك استثناء بود از فيلم هاي خوب ديگر استقبال نشد به طوري كه براي بعض از فيلم ها فقط 4 نفر در سالن بودند.

 

·       از مارمولك چطور استقبال شد ؟ آمار فروش را داريد؟

 

- آمار دقيقي ندارم اما آن طور كه ديدم خيلي آمدند و بليط گيرشان نيامد

 

·       چند وقت اكران شد؟ زير نويس هم داشت؟ تماشاگر خارجي چطور؟

 

-        درست يادم نمي آيد اما يك ماهي شد حد اقل، زير نويس هم داشت و سي دي و دي وي دي آن را هم خيلي ها خريدند. البته خارجي ها نمي توانستند ارتباط بر قرار كنند اين فيلم كاملا در فضاي فرهنگي خود ما بود و ان ها متوجه نمي شدند. سوژه ي خاص و طنزي كه در فيلم بود همراه با بازي پرستويي اين ها همه دست به دست هم داد كه فيلمي پر فروش توليد شود. به هر حال يك سالن سينما بود كه به فيلم هاي ايراني اختصاص داده شده بود كه به علت عدم استقبال مردم تعطيل شد. سينمايي به نام وود سايد كه صاحب آن ايراني و زرتشتي است. عمده كارش نمايش فيلم هاي هندي است اما تصميم گرفت كه يكي از سالن هاي سينمايش را به نمايش فيلم هاي ايراني اختصاص دهد و من هم به سهم خودم خيلي تلاش كردم كه مردم به تماشاي فيلم هاي ايراني بروند اما به هر حال استقبال نشد و او هم كه ديد تماشاگران فيلم هندي بيشتر است دوباره فيلم هندي در آن سالن به نمايش در آورد. اخيرا دوباره دو سه نفر از بچه هاي ايراني آمده اند و دارند فعاليت مي كنند و فيلم هاي ايراني را در سالن هاي معروف تورنتو كه اجاره هاي گراني هم دارد نمايش مي دهند و اميدوارم كه كارشان يك طوري دوام بياورد.

 

·       ويدويو كلوپ ها چطور؟

 

-        متاسفانه به دليل اين كه در ايران كپي رايت مطرح نيست همه فيلم ها را ايراني هاي مسافر مي آورند. فيلم ها يا از روي پرده پر شده است يا فيلم هاي مجاز رسانه هاي فرهنگي ديگر است و باز از روي آن ها كپي مي شود. البته استقبال از فيلم هاي ويديويي بيشتر است. مي داني ايراني ها كمي راحت طلب هستند! نمي آيند فيلم را روي پرده سينما ببينند با كيفيت بهتر، صداي خوب ودر فضاي فرهنگي، اكثرا مي گويند روي نوار كه آمد مي بينيم.

 

·       وضعيت تئاتر در جامعه ي ايراني تونتو چطور است؟

 

-        ببين سينما چون يك كار توليدي پر هزينه گروهي است براي خارجي هاي مهاجر هر كشوري سخت است كه بتوانند كار مناسبي در آن انجام دهند اما تئاتر هم كم هزينه تر است و هم علاقه و فعاليت هاي ايراني ها در آن بيشتر است. از تئاتر هاي معروف به تئاتر لس آنجلسي كه مردم را سرگرم مي كند گرفته تا تئاترهاي جدي. ما الان دو كارگردان حرفه اي داريم كه تئاتر هاي خوبي در تونتو روي صحنه مي برند" سهيل پارسا" و " لوون هفتوان"  ولي فيلم سازان ما نتوانسته اند در زمينه ی سينما فعاليت چشم گيری داشته باشند. بهروز وثوقي و هوشنگ توزيع هم تئاتر موفقي در تورنتو روي صحنه بردند به نام از ماهواره با عشق  كه طي دو باري كه روي صحنه رفت هر شب  1300 تا 1400 نفر تماشاچي داشت.

 

*خوب، شنيدم كه يك گروه فرهنگي هم راه اندازي كرده اي و فعاليت هايي داري در مورد آن ها بگو.

 

-        مدت ها دنبال راه اندازي گروهي فرهنگي بودم، تا اين كه اين گروه با نام " موج نو " راه اندازي شد.اولين كار اين بود كه يك سري Work Shope و كارگاه آموزشي گذاشتيم كه آموزش تئوري سينما بود. كلاس هايي مثل بازيگري تئاتر و سينماي اروپا، سينماي آمريكا، سينماي آلترناتيو و تاريخ سينماي ايران و از چندين كارشناس سينما و تئاتر دعوت شد تا در اين كلاس ها تدريس كنند. راستش را بخواهي فكر نمي كردم اين كلاس ها با اين استقبال روبرو شود. دوستاني در اين دوره ها آمده اند كه يا پزشك هستند يا مهندس و در گير كارهاي ديگري غير از سينما بودند و عشق به سينما آن ها را به آن جا آورده بود و 25 تا 30 نفر د رهر كلاسي حاضر بودند. متاسفانه مثل هميشه مشكلات اقتصادي باعث شد اين كلاس ها از آن حالت منسجم خارج شود و در حال حاضر جسته و گريخته اين برنامه ها را ادامه مي دهيم. البته علاوه بر نمايش  و نقد فيلم چند برنامه بزرگداشت از پيش كسوت هاي تئاتر و سينما مثل " جعفر والي " و بانو " مهين اسكويي "  گذاشتيم. اگر چه اين ها كار كوچكي در حد امكانات خودمان است اما با استقبال خوب ايراني ها روبرو شد

 

·       در زمينه مطبوعات چه كرده اي؟

 

-        براي دو هفته نامه ايراني به نام هاي ايران جوان و ايران تايمز مقالات سينماي و گاهي اجتماعي مي نويسم. غير از نقد فيلم در ايران جوان صفحه ثابتي دارم كه به معرفي فيلم هاي ويديوئي در تورنتو مي پردازيم. با افراد مختلفي گفت و گو داشته ام كه نام بعضي از آن ها به اين شرح است:

عباس كيا رستمي- كارگردان

مجيد مجيدي- كارگردان

جعفر پناهي- كارگردان

دكتر هوشنگ كاووسي- منتقد و كارگردان

مازيار ميري- كارگردان

مهدي رئيس فيروز- بازيگر و كارگردان

اكبر عبدي- بازيگر

محمد حسين لطيفي- بازيگر

عبدالله بوتيمار- بازيگر

بهروز وثوقي- بازيگر

سيما بينا- خواننده

اعظم علي – خواننده گروه نياز

فريبرز لاچيني – آهنگ ساز

بابك بيات- آهنگ ساز

دكتر رامين جهانبگلو- نويسنده و مترجم

دكتر محمد علي اسلامي ندوشن- نويسنده و محقق

دكتر حسين اللهي قمشه اي- نويسنده و محقق

·       حرف ديگري مانده است؟

 عکس: در دفتر ( اهورا ) هنگام گفت و گو - تهران

- ممنون از وقتي كه گذاشتي و خوشحالم كه باز در ايران  تو را ديدم. ما ايراني ها هر جاي دنيا كه باشيم سعي مي كنيم از فضا و فرهنگ ايران دور نباشيم و خوشبختانه امروز ديگر مرزها شكسته شده ماهواره و اينترنت مسير را كوتاه كرده است و اين پديده ي وبلاگ نويسي موجب ارتباط بيشتر و بهتر ايراني ها در تمام دنيا است و اين آدم را دل گرم مي كند.

 

............

پ.ن - آدرس پست الکترونيک عارف محمدی:  aref35@yahoo.ca

آدرس الکترونيکی شهرما:  www.shahrematv.com

 

لینک
شنبه، 2 مهر، 1384 -